|
|
تغيير نظام آموزشی به منظور سازگاری آن با مقتضيات دوران بازسازی نشان می دهد که ضرورت و نياز خلاقيت ، پيش از پيش احساس شده است ، در تغيير نظام آموزشی به تجديد نظرهايی کلی و اساسی در زمينه های مختلف نياز داريم . در اين مقاله سعی بر تعليم و تربيت خلاق ، به ارتباط خلاقی که ياد دهندگان با يادگيرندگان بايد داشته باشند می پردازيم . برای ادامه حرکت به سوی تعليم و تربيت خلاق و به منظور پرورش يادگيرندگان خلاق بايد ياد دهندگان يعنی معلمان که ستون های اصلی نظام آموزشی هستند دارای خصوصيات خاصی باشند در اين مقاله هدف آن است که بر مبنای دستاوردهای پژوهشگران و مطالعات و تجربيات اينجانب اين خصوصيات را تحت سه عنوان بررسی می کنيم :
1- خصوصيات معلم در ارتباط با يادگيرندگان که در برگيرنده ارتباط عاطفی ، آموزشی و اخلاقی ( انضباطی ) است .
2- خصوصيات معلم در ارتباط با خود ( خصوصيات شخصيتی )
3- خصوصيات معلم در ارتباط با يادگيری و آموزش ( فعاليت های شغلی ).
1- خصوصيات معلم در ارتباط با يادگيرندگان
در زمينه خصوصيات معلم در ارتباط با يادگيرندگان سه زمينه عمده را مورد توجه قرار می دهيم .اين زمينه ها به ترتيب عبارتند از :
الف : ارتباط عاطفی ب : ارتباط آموزشی
ارتباط عاطفی:
در ايجاد ارتباط عاطفی معلمان خلاق علاوه بر آنچه گفته شد به اين گونه فعاليت ها بايد بپردازند.
-تشويق و تقويت خلاقيت : بر اساس تحقيقاتی که در ايران توسط محققين انجام شده نشان می دهد که معلمان خلاق در کنار نگرش مثبتی که نسبت به خلاقيت دارند با ابراز علاقه و احترام به برقراری ارتباطی خلاق با يادگيرندگان بويژه يادگيرندگان خلاق ، اين توانايی را به صورت های مختلف تاييد و تشويق و تقويت می کنند.
-برقرار کردن رابطه عاطفی عميق : بسياری از معلمان خلاق مايل به برقرار کردن روابط عميق و سالم بين خود و يادگيرندگان با يکديگر هستند آنها بر اين عقيده اند که اين ارتباط صميمانه و عميق عاطفی محيط و شرايط مساعد را پرورش و توسعه خلاقيت فراهم می کنند .اين معلمان نه تنها از انتقادات يادگيرندگان خود ناراحت نمی شوند بلکه آنها را تشويق به اظهار نظر و بيان انتقادات خود می کنند.
اارتباط آموزشی : نتايج حاصل از پژوهش ها و تجربيات عملی نشان داده که معلمان خلاق در ارتباط آموزشی خود با يادگيرندگان راههايی مثل استفاده از حواس ، استفاده از روش بحث و گفتگو ، امکان تجربه و خطا ، توجه به کيفيت تفکر ،تکيه بر کيفيت در مقابل کميت يادگيری ، استفاده از روش کنکاش مغزی ، تکيه بر تفکر واگرا در مقابل تفکر همگرا ، توجه به تفاوت های فردی با يادگيرندگان و روش اداره کلاس را مد نظر دارند.
2- خصوصيات معلم در ارتباط با خود ( خصوصيات شخصيتی )
گوته می گويد ، انديشيدن آسان است و عمل کردن مشکل ، اما مشکل ترين کارها عمل کردن به آن چيزهايی است که می انديشيم پس بررسی و پژوهش های کوتاه مدت و بلند مدت نشان داده که افراد خلاق از جمله معلمان خلاق در ابعاد ذهنی ، عاطفی و اجتماعی دارای خصوصياتی هستند که در ابعاد ذهنی می توان به کنجکاوی شديد توام با شک گرايی و روحيه تجربی (پويندگی ) تمرکز حواس و استمرار در انديشيدن ، روان بودن در توليد انديشه توام با روانی کلام ، انعطاف پذيری ذهنی به صورت آزمون ،استقلال فکر و عمل ، مهارت در بازسازی عقايد پشتکار و پايداری ، اعتقاد به خويشتن با نگرش مثبت ( خودباوری ) و ..... پرداخت .
3-خصوصيات معلم در ارتباط با يادگيری و آموزش
بيش از نود درصد از معلمان خلاق معتقدند که خلاقيت در نظامی پا می گيرد که يادگيرنده در يادگيری خود نفش فعال و سازنده داشته باشد و معلم راهنما و تسهيل کننده باشد نه اين که معلم مطالب را کاملا پخته و خود نيز به فراگير بخوراند بلکه بستر و راه را هموار و مناسب سازد آنان وظيفه مهم معلم را بنا کردن شناخت ، تربيت ذهن برای منطقی انديشيدن و تقويت تفکر خلاق می دانند و يا تسلط بر آموخته های مختلف يا شناخت و به کارگيری روشهای ارزشيابی آموزشی و پرورشی .
****
منبع : مقاله " معلم خلاق " -تهيه كننده : کریم بندانی -روزنامه جام جم -شنبه 23 ارديبهشت 1385
در صفر مطلق چه اتفاقی میافتد
در صفر مطلق چه اتفاقی میافتد
حتما درباره صفر مطلق شنیدهاید، تقریبا 273 درجه سانتیگراد زیر صفر. آیا میدانید در این دمای خاص چه اتفاقاتی میافتد؟ چرا دستیابی به این دما هیچ وقت در عمل امکانپذیر نبوده است؟ و چه نقاط یا اجرامی در زمین، یا حتی دنیا وجود دارند که به این دما نزدیکند؟
در واقع به نظر میرسد که هنوز هم ما جواب این سوالها را کامل نمیدانیم، زیرا اتفاقاتی که در این دما میافتند، همچنان شگفتانگیز و غافلگیرکننده است. برای نمونه، هفته پیش دانشمندان اعلام کردهاند که مولکولهای گاز بسیار سرد شده میتوانند تا صد بار بیشتر از مولکولهای گاز در دمای اتاق، واکنش شیمیایی داشته باشند.
به گزارش نیوساینتیست، در آزمایشهایی که در دمای نزدیک به دمای اتاق صورت میگیرند، واکنشهای شیمیایی با کاهش دما کندتر میشوند. اما اخیرا دانشمندان متوجه شدهاند که در دمای نزدیک به صفر مطلق (15/273- سانتیگراد یا صفر درجه کلوین) تبادل اتمها کماکان انجام میگیرد و این امر، باعث ایجاد اتصالات شیمیایی جدید در این فراید میشود. به نظر میرسد این فرایند مدیون تاثیرات خارقالعاده کوانتومی است که قابلیتهای مولکولها را در دمای پایین افزایش میدهد.
به گفته دبورا جین از دانشگاه کلرادو که مقالهای در مورد این یافته جدید منتشر کرده، شاید خیلی منطقی به نظر برسد که انتظار نداشته باشیم در صفر مطلق اثری از واکنشهای شیمیایی باشد، اما در واقع این طور نیست و در این دما واکنشهای فراوانی صورت میگیرد.
اما چرا دست یافتن به دمای صفر مطلق غیرممکن است؟
از نظر عملی، این کار نیاز به این دارد که گرمای گاز را بگیرید؛ اما هر چه دما را پایین بیاورید، گرمای بیشتری را باید از گاز بگیرید. در واقع برای رسیدن به صفر مطلق باید این کار را تا بینهایت ادامه داد. در زبان کوانتوم، باید به سراغ اصل عدم قطعیت هایزنبرگ برویم که میگوید هر چه دقیقتر در مورد سرعت یک ذره بدانیم، کمتر در مورد موقعیت آن خواهیم دانست و برعکس. بنابراین اگر میدانید که اتمهایتان در آزمایشتان وجود دارند، باید تاحدی نسبت به سرعت حرکت آنها و این که بالای صفر مطلق هستند یا نه، نامطمئن باشید، مگر این که وسعت آزمایش شما به اندازه کل هستی باشد!
فکر میکنید سردترین جای منظومه شمسی ما کجاست؟
سردترین جایی که تا به حال در منظومه شمسی ما پیدا شده، روی کره ماه است. سال گذشته، ماهواره اکتشافی ماه ناسا، دمای گودال همیشه در سایهای را در قطب جنوب ماه اندازهگیری کرد: 240- درجه سانتیگراد. این دما حتی از دمای اندازهگیری شده برای پلوتو که فاصلهاش از خورشید 40 برابر فاصله زمین از خورشید است نیز 10 درجه سردتر است.
فکر میکنید سردترین جرم طبیعی دنیا چه چیزی باشد؟

سردترین جای شناخته شده دنیا، قلب سحابی بومرنگ است که در منظومه قنطورس قرار گرفته و پنجهزار سال نوری با ما فاصله دارد. دانشمندان در سال 1997/ 1376 گزارش کردند که گازهای به جا مانده از یک ستاره مرکزی در حال مرگ، با سرعت خبرهکنندهای جارو میشوند و آن ناحیه از فضا تا دمای یک درجه کلوین سرد شده است، یعنی تنها یک درجه گرمتر از دمای صفر مطلق. معمولا آثار به جا مانده از تشعشعات حاصل از انفجار بزرگ، یا همان تابش ریزموج زمینه کیهانی، ابرهای گازی موجود در فضا را تا 2.7 کلوین گرم می کند. اما انبساط سحابی بومرنگ نوعی یخچال کیهانی پدید آورده که باعث میشود گازها سرمای غیرعادی خود را همچنان حفظ کنند و گرمتر از این نشوند.
با این حساب، سردترین جسم موجود در فضا چیست؟
اگر ماهوارههای مصنوعی را هم به حساب بیاورید، هنوز اجرام سردتری هم پیدا میشود. برخی ابزار موجود در تلسکوپ فضایی پلانک متعلق به آژانس فضایی اروپا، که اردیبهشت ماه 1388 به فضا پرتاب شد، تا دمای 0.1 کلوین سرد شدهاند تا پارازیتهای ریزموجی را که ممکن است دید ماهواره را مختل نمایند، متوقف کنند. محیط فضا، در ترکیب با سیستمهای خنککننده مکانیکی و سرمازاهایی که از گازهای هلیوم و هیدروژن استفاده میکردند، طی چهار مرحله متوالی توانستند سردترین جرم فضا را در 0.1 کلوین نگه دارند.
کمترین دمایی که در آزمایشگاهها به آن دست یافتهایم، چه قدر بوده است؟
با همه آنچه گفته شد، رکورد کمترین دما متعلق به یک آزمایشگاه روی سیاره زمین است. در سال 2003/ 1382 دانشمندان موسسه فناوری ماساچوست (ام.آی.تی) اعلام کردند که ابری از اتمهای سدیم را تا 0.45 نانوکلوین سرد کردهاند، که این رقم رکورد را شکست. پیش از آن، در سال 1999/ 1378 دانشمندان دانشگاه صنعتی هلسینکی در کشور فنلاند توانسته بودند قطعهای از فلز رودیم را تا 1 نانوکلوین سرد نمایند. با این وجود، این دما تنها برای نوع خاصی از جنبش (که در کوانتوم چرخش هستهای نامیده میشود) است و نه دمای کلی همه جنبشهای ممکن.
فکر میکنید گازها در دمای نزدیک به صفر مطلق چه رفتار عجیب و غریبی از خود نشان میدهند؟
در گازها، مایعات و جامداتی که روزمره با آنها سر و کار داریم، جنبش اتمها و مولکولها و برخورد آنها با یکدیگر باعث گرما یا انرژی حرارتی میشود. اما در دماهای بسیار پایین، چنین نیست. در این دماها، قوانین عجیب مکانیک کوانتوم حاکم است؛ به طوری که مولکولها به روال معمول با یکدیگر برخورد نمیکنند، بلکه امواج مکانیکی کوانتوم آنها گسترش مییابند و با هم همپوشانی پیدا میکنند. وقتی آنها بدین صورت همپوشانی پیدا میکنند، حالت چگالش بوز- انیشتین را شکل میدهند که در آن، اتمها به نحوی رفتار میکنند که انگار یک اَبَراتم واحد هستند. اولین چگالش بوز- انیشتین خالص، در سال 1995/ 1374 در کلرادو با استفاده از ابر اتمهای روبیدیومی ساخته شد که تا دمای کمتر از 170 درجه کلوین سرد شده بودند و پدیدآورندگان آن، توانستند جایزه نوبل فیزیک را از آن خود کنند.
جدول تناوبی زیر به نحو جالبی به ارتباط بین عناصر می پردازد و با دیالوگ هایی جالب می تواند به یادگیری دانش آموزان کمک زیادی کند. البته جدول به زبان انگلیسی می باشد و از علاقمندان دعوت می شود تا این جدول را ترجمه کرده و در اختیار ما قرار دهند. هم چنین می توانید این جدول را به عنوان تحقیق یا پروژه برای ترجمه در اختیار دانش آموزان قرار دهید.
شعبدهباز دو ليوان شيشهاي روي ميز دارد: يكي پر از آب، و ديگري به ظاهر خالي. او ابتدا يك جرعه از آب ليوان اول ميخورد، و بعد ادعا ميكند، كه چون دلش نوشابه ميخواهد، هماكنون در پيش چشم حاضران، باقي مانده آب را به نوشابه تبديل خواهد كرد! در اين موقع آب موجود در ليوان اول را به ليوان دوم ميريزد، و در اينجا به رنگ نوشابه در ميآيد، اين آزمايش چگونه است؟
ليوان اول واقعاً داراي آب خالص است، كه آزمايشگر يك جرعه از آن ميخورد، ولي به گودي ته ليوان دوم، از قبل 5 قطره تنتوريد ريخته است كه خشك شده و زياد به چشم نميخورد. و رنگ نوشابه به حل شدن تنتوريد در آب مربوط ميشود.
در نمايش فوق ميتوان نوشابه بدست آمده را مجدداً به آب تبديل كرد. در اين صورت بايستي از قبل در ليوان ديگري مقداري آب ريخت، و در آن ربع گرم هيپوسولفيت سديم حل كرد. اگر اين مايع بيرنگ روي مايع رنگي شبيه نوشابه، كه از حل شدن تنتوريد در آب بدست ميآيد، ريخته شود، همديگر را خنثي ميكنند و مايع حاصل به طور كامل بيرنگ ميشود. دليل آزمايش اخير را ميتوان چنين توضيح داد، كه وقتي محلول هيپوسولفيت سديم را وارد محلول تنتوريد در آب ميكنيم، تتراتيونات سديم و يدايد ايجاد ميشود، و محلول بيرنگ ميگردد.
● با يك ميله شيشهاي شمع روشن ميشود!
باز هم شعبدهباز با يك نمايش عجيب و باور نكردني تماشاگران را غرق در شگفتي ميسازد. نمايشي كه اجراي آن كاملاً غيرممكن به نظر ميرسد. او شمعي را روي ميز قرار ميدهد، و نوك يك ميله شيشه خيلي معمولي (همزن) را به فتيله آن ميزند. شمع روشن ميشود! چرا؟
با آنكه نمايش خيلي خارقالعاده به نظر ميرسد، ولي اجرايش ساده است، به طوري كه شما نيز ميتوانيد موفق به انجام آن شويد. كافي است كه ابتدا وسايل زير را آماده كنيد: اولاً دو يا سه گرم كلرات پتاسيم، و همان مقدار قند، كه هر دو را به طور مجزا به صورت پودر در آوردهايد. ثانياً يك شمع درشت معمولي، كه حتيالامكان فتيله آن كمي كلفتتر از معمول باشد (اين شمع نبايد قبلاً مورد استفاده قرار گيرد). ثالثاً چند گرم اسيدسولفوريك خيلي غليظ، پس از تهيه اين وسائل، قبلاً فتيله را به كمك يك سوزن، كاملاً از هم باز كنيد، به طوري كه تارهاي آن جدا از هم باشند. سپس كلرات پتاسيم و قند را – كه به طور جداگانه در هاون كوبيده، و به صورت پودر نرم درآوردهايد – با هم مخلوط كنيد (اگر اين دو ماده را با هم در هاون خرد كنيد، امكان انفجار وجود دارد). اين مخلوط را از قبل روي فتيله شمع بريزيد، به طوري كه اين ذرات لابهلاي تارهاي فتيله را به خوبي پر كنند. و چون اين دو ماده سفيد بوده، و همرنگ فتيله شمع هستند، مسلماً كسي از اين آمادهسازي آگاه نخواهد بود.
و حالا بدون اينكه كسي مطلع باشد، سر يك همزن شيشهاي را در اسيدسولفوريك غليظ فرو ببريد، و بلافاصله به فتيله شمع بزنيد. چون براده قند در مجاورت كلرات پتاسيم است، به كمك اسيد سولفوريك آتش خواهد گرفت، شمع روشن می شود.
● يك تردستي زيبا و دلپذير ديگر مربوط به علم شيمي
نمايش سادهاي را كه در اينجا مطرح ميكنيم، در نوع خود خيلي تماشايي است. روي ميز نمايش سه ليوان بزرگ محتوي مايعات بيرنگي قرار دارند، كه آزمايشگر آنها را آب معرفي ميكند. يك پارچ شيشهاي نيز داراي مايع بنفش رنگ است. شعبدهباز روي هر يك از سه مايع بيرنگ، كمي از مايع بنفش ميريزد، مايع اول به رنگ بنفش درميآيد. مايع دوم به رنگ قرمز درميآيد، و مايع سوم سبز رنگ ميشود! چگونه اين تردستي انجام ميپذيرد؟
مواد لازم براي اجراي اين نمايش شگفتانگيز عبارتند از: يك برگ كلم قرمز، 100 سانتيمتر مكعب سركه سفيد، و مقداري سود كه در 100 سانتيمتر مكعب آب حل شده است. روش كار به اين ترتيب است، كه از قبل برگهاي كلم قرمز را به قطعات كوچك ببريد. آنها را در يك كاسه بريزيد، و رويش آب جوش اضافه كنيد، و مدت نيمساعت آن را ساكن نگه داريد. شما مايعي به رنگ بنفش خواهيد داشت. آن را از الك عبور دهيد، و در پارچ بریزید. و اما ليوان اول داراي 100 سانتيمتر مكعب سركه سفيد، و سومي سود حل شده در 100 سانتيمتر مكعب آب است. دليلش را هم به طور خلاصه توضيح ميدهيم: مايع بنفش رنگ، كه از برگ كلم قرمز به دست ميآيد، اگر در محيط اسيدي قرار گيرد، به رنگ قرمز درميآيد. در محيط قليايي سبز رنگ ميشود. و مسلماً در محيط خنثي رنگ خود (بنفش) را حفظ ميكند. همين!
● چرا شعله دست شعبدهباز را نميسوزاند؟
اين بار شعبدهباز اجراي نمایش را به عهده ميگيرد، كه هيچ تماشاگري با ديدن آن نميتواند از تعجب خودداري كند. و آن اينكه شعبدهباز در حضور مردم مايعي را در گودي دستش ميريزد. و بيآنكه به آن كبريت بزند، شعله آتش در كف دستش زبانه ميكشد. او در جلو سن قدم ميزند، و بدون احساس ناراحتي با تماشاگران صحبت ميكند، تا مايع تمام شود، و شعله فروكش كند. سپس دستش را با يك دستمال پاك ميكند، و به ادامه برنامهاش ميپردازد. چگونه اين كار ممكن است؟
در اينجا نيز شعبدهباز از علم شيمي استفاده ميكند، و هرگز از چشمبندي و مهارت دست، و وارونه جلوهدادن حقايق بهره نميبرد. شما نيز اگر علاقمند به اين گونه نمايشات علمي هستيد، كافي است كه ابتدا 12 سانتيمتر مكعب سولفيدكربن و 8 سانتيمتر مكعب تتراكلريدكربن تهيه كنيد. ابتدا آنها را خوب با هم مخلوط كنيد. سپس بدون اينكه كسي متوجه شود، دست خود را روي بخاري نيمگرم، و يا آجري كه روي اجاق برقي قرار دارد – و نظاير آن – گرم كنيد، و آنگاه مخلوط را در گودي دست خود بريزيد، در مدتي خيلي كوتاه مايع شروع به شعله كشيدن ميكند، البته اين سوختن با بوي خيلي زننده همراه نيست، و حتي ميتوان در داخل ساختمان نيز به اجراي آن اقدام كرد.
يادآوري ميكنيم، در صورتي كه ����وقعيت مناسب نباشد، تا شما قبلاً دستتان را تا آن حد گرم كنيد، ميتوانيد مايع دست خود را به كمك يك لوله شيشهاي مشتعل سازيد. يعني لوله شيشهاي را مدت كوتاهي روي شعله اجاق گاز بگيريد و داخل مايع قرار دهيد. اگر مواد تازه و مؤثر باشند، اين روشها براي مشتعل كردن آن كافي خواهد بود. در غير اينصورت كبريت بكشيد، و به فاصله كمي از آن نگه داريد، مايع شعلهور خواهد شد، اما دست شما آنقدر گرم نميشود، كه غيرقابل تحمل باشد.
● چرا آب از غربال پايين نميريزد؟

شعبدهباز يكي صافي مخصوص آشپزخانه به دست دارد، يك ظرف بزرگ شيشهاي نيز كه تا نصف محتوي آب است روي ميز قرار دارد، و كنار آن نيز يك پارچ شيشهاي پر از آب ديده ميشود. نمايشگر مقداري از آب پارچ ميخورد، و آنگاه صافي را بالاي ظرف بزرگ نگه داشته، و اظهار ميدارد: آب در غربال حمل كردن – برخلاف تصور عموم – كاري ساده است! و در اين موقع شروع به ريختن آب در داخل صافي ميكند. همه متوجه ميشوند، كه قطرهاي آب پايين نميريزد. به اين ترتيب تقريباً نصف آب پارچ را در توي صافي خالي ميكند. و پس از اينكه با شك و ترديد تمام، چند لحظه آن را روي ظرفشويي نگه ميدارد، به آرامي مقدار كمي آب از لبه صافي توي ظرف بزرگ خالي كرده، و خود صافي را هم داخل آب قرار ميدهد. سپس از يك تماشاگر نيز ميخواهد، كه وي نيز اين كار را تكرار كند و آن وقت مجدداً صافي را از توي ظرف خارج كرده، و به دست او ميدهد، و تماشاچي بقيه آب را در توي صافي ميريزد. مشاهده ميگردد، كه قطرهاي آب در غربال (صافي) باقي نمانده، و همه آن پايين ميريزد، دليل اين تردستي چيست؟
به طور خلي ساده، وقتي شعبدهباز آب را در صافي ميريزد، توي صافي يك كاسه شيشهاي بزرگ – از انواع پيركس – قرار دارد، كه خيلي نازك بوده، و غيرقابل رؤيت است. همچنين ظرف بزرگ شيشهاي و روي ميز محتوي آب خالص نيست، بلكه داراي «تتراكلريدكربن» و «بنزين» است. وقتي آب دو مايع به نسبتهاي مساوي با هم مخلوط شوند، ضريب شكست آن با ضريب شكست شيشه پيركس يكسان ميشود، و اشياي شيشهاي پيركس در داخل آن ديده نميشوند. شعبدهباز هنگام قرار دادن صافي در داخل مايع مزبور، آن را كمي ميچرخاند، تا از صافي خارج شده، و داخل مايع به طور معكوس قرار گيرد. پس اساس شعبدهبازي از اين قرار است: هنگامي كه شعبدهباز آب را در صافي ميريزد، كاسه پيركس توي آن قرار دارد، اما هنگامي كه از مايع درميآورد، تا آن را به تماشاگر بسپارد كاسه مزبور را توي مايع باقي ميگذارد. كه البته كسي متوجه آن نميشود. و مسلماً آب در نوبت تماشاچي از صافي به پايين ميريزد!
● آيا ميتوان شير را به نوشابه تبديل كرد؟
شعبدهباز ظرف نسبتاً بزرگي را كه محتوي شير است. به حاضران نشان ميدهد. سپس مقداري از آن را در يك ليوان ميريزد. بلافاصله شير در ليوان به صورت نوشابه درميآيد. اين كار چگونه ممكن است؟
واقعيت اين است كه، شعبدهباز از قبل، و دور از چشم حاضران، يك ليتر شير در يك ظرف شيشهاي ريخته، و به آن يك قاشق غذاخوري سود اضافه كرده، و خوب به هم زده است. و ليوان ديگر هم – كه به ظاهر خالي به نظر ميرسد – محتوي سه قطره محلول الكلي فنل فتالئين است، كه رويش چند قطره شربت كارامل نيز افزوده شده است (معمولاً ته اين ليوانها ضخيم بوده، و محفظه كوچكي در آن قسمت ايجاد شده است، و براي اينكه مواد ريخته شده در آنها ديده نشود، در پايينترين قسمت بدنه ليوان، يك حاشيه به رنگ سفيد زده ميشود، كه ظاهراً جنبه تزييني دارد).
دليل آزمايش را ميتوان چنين توضيح داد كه، تغيير اسيديته محيط در ليوان دوم با شناساگر فنل فتالئين، و وجود شربت كارامل، سبب ميشود، كه تماشاگر تصور كند،
نرم افزار ISIS/Draw یکی از معروف ترین و پر کاربرد ترین نرم افزار ها در زمینه رسم ساختار های شیمیایی می باشد. شما با استفاده از این نرم افزار می توانید پیچیده ترین ساختار های شیمیایی را به راحتی رسم نموده و ساختار حاصل را در نرم افزار هایی مانند Word و PowerPoint و ... وارد نمایید.
شکل زیر محیط کلی نرم افزار را نشان می دهد:
![]() |
|
انتخاب چرخاندن پاككن وارد كردن نماد اتم رسم پيوند پيوند سهبعدي رسم زنجير كربني علامت + فلش براي نوشتن واكنشها
نوشتن متن
|
:: راهنمای مختصر استفاده از نرم افزار ::
رسم ساختارها با استفاده از template tools و template pages:
-
براي رسم مولكول ميتوانيد از نوار ابزار template tools استفاده كنيد:
در اين نوار ابزار، تعدادي از قالبهاي آماده مشاهده مي شود كه براي انتخاب هر كدام روي آن كليك كنيد، سپس:
1- براي قرار دادن قالب در يك جاي خالي، روي آن نقطه از صفحه كليك كنيد.
2- براي جوش دادن قالب به يك پيوند موجود، روي آن پيوند كليك كنيد.
3- و براي اتصال آن با يك پيوند ساده به يك اتم موجود، روي آن اتم كليك كنيد.
![]()
-
شكلهاي آماده بيشتر و همچنين اشكالي مانند اوربيتالها و... را ميتوانيد از منوي Templates انتخاب و وارد كنيد:

رسم پيوندها و زنجيرها:
-
براي رسم يك پيوند، روي يكی از ابزارهای پيوند مانند
يا
در نوار ابزار عمودي كليك كنيد و پيوند را در جاي مورد نظرتان قرار دهيد. -
برخي از آيكونهاي نوار ابزار عمودي داراي فلش كوچكي در گوشه خود هستند. با كليك روي اينگونه ابزارها و نگهداشتن کلید ماوس، ابزارهای ديگري نيز در اختيار شما قرار ميگيرد. مثلاً مي توانيد بدينوسيله پيوندهاي دوگانه و سهگانه و... را رسم كنيد:

-
براي تغيير نوع پيوندي كه قبلا رسم شده است، از نوار ابزار نوع پیوند مورد نظر خود را انتخاب كرده و روي پيوند موجود كليك كنيد.
-
براي رسم زنجير كربني بر روي ابزار
كليك كرده و سپس در محل مورد نظر كليك كرده و موس را بكشيد تا طول زنجير به مقدار موردنظر برسد. -
برای پاک کردن قسمتی از ساختا ر رسم شده از ابزار پاک کن استفاده کنید.
مشخصكردن نماد اتمها:
-
براي قرار دادن يك اتم در جاي مشخصي از صفحه، ابزار را انتخاب كرده ودر جاي مورد نظر كليك كنيد. آنگاه نام اتم را وارد كنيد و كليد اينتر را بزنيد.
-
براي درج بار اتم كافي پس از نوشتن علامت شيميايي اتم بار آن را بنويسيم و خود برنامه آن را بهطور خودكار تصحيح ميكند. مثلاً اگر بنويسيم +Ca2 خودبهخود به +Ca2 تبديل ميشود.
-
براي درج ايزوتوپ، كافي است قبل از علامت عنصر، عدد جرمي آن را بنويسيم. مثلاً: 16O
-
در مولكولي كه رسم كردهايد، اگر نام عنصري درج نشده باشد، كربن در نظر گرفته ميشود. H ها نيز بهطور پيشفرض نشان داده نميشوند براي اينكه Hهای روي يك اتم نشان داده شوند، بر روي آن اتم كليك كرده و Object > Edit Atom را انتخاب كنيد و قسمت Hydrogens را از حالت off خارج كنيد. ( براي انتخاب يك اتم يا پيوند يا مولكول از ابزار Select در بالاي نوار ابزار عمودي استفاده ميكنيم.)
عددي ثابت و مخالف صفر در نظر مگيريم اين تناقض چگونه قابل توجيه است.
اين تناقض از تعريف سرعت منجر مي شود:
ما سرعت را به دو صورت مي توانيم بيان كنيم. يك نوع سرعت ديفرانسيلي و نوع ديگر سرعت انتگرالي، كه در كتاب شيمي پيش دانشگاهي سرعت ديفرانسيلي آورده شده كه ارتباط سرعت واكنش و غلظت مواد را نشان مي دهد. سرعت انتگرالي ارتباط و وابستگي غلظت را به زمان نشان مي دهد.
در سرعت ديفرانسيلي نيز به دو صورت مي توان عمل كرد:
يكي تغييرات غلظت بر زمان r=A[B]/At (حرف A را معادل حرف دلتا در نظر بگيريد) كه اين نوع غلظت سرعت را نسبت به يكي از واكنشگرها يا محصولات نشان مي دهد كه با تقسيم آن بر ضريب استوكيومتري ماده سرعت متوسط واكنش بدست مي آيد كه اين نوع سرعت در محاسبه ثابت تعادل و بيشتر بدانيد صفحه 29 كتاب شيمي پيش دانشگاهي كاربردي ندارد.
روش ديگر بيان همين سرعت رابطه قانون سرعت است به عنوان مثال r=k[A]y[B]x (كه y توان غلظت ماده A و x توان غلظت ماده B است) در اين نوع بيان سرعت غلظت موجود در رابطه، غلظت واقعي ماده در هر لحظه مي باشد و بنابراين صفر نيست.
كه روش بدست آوردن قانون سرعت اندازه گيري سرعت اوليه با توجه با غلظتهاي اوليه مختلف مواد واكنشگر مي باشد كه مرتبه واكنش نسبت به هر ماده واكنشگر را مي توان به اين روش محاسبه كرد.
چون در حالت تعادل سرعت واكنشهاي رفت و برگشت برابر است (با توجه به اينكه تعادل پويا است - لازم است كه توجه كنيم سرعت متوسط واكنش صفر است اما سرعت رفت و برگشت صفر نيست چون غلظت هيچ يك ار مواد واكنش دهنده يا ثابت سرعت صفر نشده است) بنابراين مي توانيم به روش بيشتر بدانيد رابطه تعادل را بدست آوريم.
لازم است فراموش نكنيم كه اين رابطه فقط براي واكنشهاي بنيادي صادق است كه ضرايب استوكيومتري و مرتبه واكنش با هم براي هر ماده مساوي هستند و در غير واكنش بنيادي چنين رابطه هاي كه در بيشتر بدانيد آورده شده است درست نيست.
براي مطالعه بيشتر از كتاب شيمي عمومي زيمدال ترجمه دكتر مظفر اسدي انتشارات دانشگاه شيراز استفاده نماييد.

